دانلود کتاب آشنایی با سقراط از پل استراترن

دانلود کتاب آشنایی با سقراط از پل استراترن   کتاب آشنایی با سقراط از پل استراترن

آشنایی با سقراط

  نام کتاب: آشنایی با سقراط نویسنده: پل استراترن

مترجم: علی جوادزاده

انتشارات: مرکز

سال نشر: 1381

زبان: فارسی

تعداد صفحات: 74 صفحه

فرمت: PDF

حجم: 3.83 مگابایت

 

مقدمه

470 سال‌ قبل‌ از میلاد مسیح‌، “سقراط” در “آلوپکای‌” آتن‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. والدینش‌ از افراد برجسته‌ و متشخص‌ جامعه‌ “یونان‌” بودند. پدرش، ‌”سوفرونیسک” ‌حجار، پیکرتراش‌ و اهل ‌علم‌ و مطالعه‌ بود. مادرش‌ “فنارت” نام داشت که ‌قابله‌ بود. آغاز زندگی‌ “سقراط” مصادف‌ با دوران‌ شکوفایی، ‌عظمت‌ و افتخار آتن‌ بود. وی از همان‌ دوران‌ کودکی ‌تحت‌ سرپرستی‌ و نظارت‌ پدرش‌ با کتاب‌ و مطالعه ‌آشنا شد. هنگامی‌ که‌ پا به ‌سن بیست‌ و یک‌ سالگی‌ گذاشت‌، افکارش‌ متوجه‌ مفهوم‌ انسانیت‌ شد. در آن‌ زمان، ‌بیشتر تلاش‌ فلاسفه‌ و متفکران‌ درباره‌ جهان‌ و چیستی‌ آن‌ بود؛ اما سقراط پا را فراتر از آن‌ گذاشت‌ و بر این اعتقاد بود که برای فهم جهان،‌ باید ابتدا انسان‌ را بشناسیم‌… “سیسرون”، فیلسوف رومى سالها پس از مرگ “سقراط” در این باره می گوید : «سقراط  فلسفه را از آسمان به زمین آورد، فلسفه را به خانه ها و شهرها برد و فلسفه را وادار نمود تا به زندگى، اخلاقیات و خیر و شر بپردازد». در جامعه آن زمان “یونان”، “سوفسطاییان” تاثیر اساطیر و ادیان را در زندگى مردم به شدت کم کرده بودند. از این رو “سقراط” سعى داشت تعریف کامل و جهانشمولى از اخلاق ارایه دهد تا جایگزین مناسبی براى اساطیر و ادیان باشد. او بر خلاف “سوفسطاییان” معتقد بود که تشخیص درست و نادرست برعهده عقل آدمى است، نه برعهده جامعه و سیر تحولات آن. او براى نیکوکارى و درستکارى مبنایى عقلانى جستجو می کرد و معتقد بود که هرکس درست و غلط را از لحاظ عقلى تشخیص دهد، به کار نادرست دست نمی زند و تمام شرهایى که از افراد مختلف می بینیم، در اثر نادانى آنهاست. “سقراط” از سیمای‌ جذابی‌ برخوردار نبود، لذا مردم‌ عامی‌ او را از تبار پست‌ترین‌ و فرومایه‌ترین‌ مردمان‌ می‌دانستند. در آن‌ روزگار، زشتی در‌ نزد یونانیان‌ مایه‌ نفی‌ بود. در باب چهره سقراط گفته شده است که بسیار کریه المنظر بوده است. قدی کوتاه و پاهایی بسیار خشن. قدرت بدنی کم نظیری داشته است به طوری که می توانسته حتی تا چهل روز بدون آب و غذا زنده بماند! در عین حال نسبت به سرما و گرما نیز بسیار مقاوم بوده و آورده اند که لباس تابستانه و زمستانه اش یکی بوده است! روزی‌ بیگانه‌ای‌ سیما شناس‌ که‌ از آتن‌ می‌گذشت،‌ در حضور‌ “سقراط” گفت : او دیوی‌ است‌ که‌ همه‌ شهوت ‌ها و آزها را در خود دارد و “سقراط” با خونسردی‌ گفت ‌: چه‌ خوب‌ مرا می‌شناسی‌ سرورم. “سقراط” احساس‌ می‌کرد رسالتی‌ بر‌ دوش‌ دارد و باید حقیقت‌ را بیابد و به‌ همگان‌ نشان‌ دهد که ‌علم‌ حقیقی‌ یعنی‌ «علم‌ به‌ این‌ که‌ نمی‌دانم‌». نقل کرده اند که روزی از کاهنه معبد دلفی پرسیدند که داناترین فرد یونان کیست؟ کاهنه مذکور پس از لختی مکاشفه گفت سقراط! وقتی خبر به گوش سقراط رسید درباره چرایی این پاسخ کاهنه معبد دلفی به فکر فرو رفت و سپس دلیل آن را چنین بیان کرد: «من (سقراط) چیزی نمی دانم اما به ندانستنم واقفم و علم دارم. اما مردم یونان با وجود این که چون من چیزی نمی دانند، فکر می کنند که می دانند! در واقع جهل من جهل بسیط است و جهل مردم جهل مرکب و به این دلیل است که خدایان مرا به عنوان داناترین مردم یونان می شناسند.» سقراط را بیشتر از طریق شاگردانش به خصوص افلاطون می شناسیم. زیرا او در طول زندگی خود، چیزى ننوشت و بیشتر اطلاعات ما در مورد وی از طریق شاگردانش بدست آمده است. این امر به همراه مرگ دلخراشش باعث شده که وى درکتب زیادى با مسیح مقایسه گردد. در واقع، جزئیات زندگی سقراط از 3 زندگینامه دانشمندان – هم عصر سر چشمه می گیرد : 1- گفتگوهای “افلاطون” 2- نمایشنامه های “اریستوفان” (کمدی نویس یونانی ) 3- گفتگو های “زنوفون”. “زنوفون” و “افلاطون” مریدان واقعی “سقراط” بودند. حکمت سقراط و افلاطون را نمی توان از هم متمایز کرد، زیرا که سقراط فیلسوف نوشتاری نبود و هیچ کتابی ننوشت و از طرفی افلاطون برای ادای دِین به استادش، در تمام کتابهایش، از خود به نام سقراط یاد می کند. تشخیص اینکه این مکالمات که به تئاتری پر از مناظره شبیه است، واقعیت تاریخی دارند، یا ساخته و پرداخته ی ذهن خلاق افلاطون هستند بسیار دشوار است. سقراط معتقد بود که کتاب، خود چیزی بی جان و جامد است (روح ندارد) و نمی تواند محتویات خود را توضیح دهد، به همین دلیل سقراط نیز فیلسوف شفاهی بود و به نوشتن علاقه ای نداشت. بارزترین موضوعى که هنگام مطالعه “سقراط” به آن برمی خوریم، هنر گفت و شنود وی می باشد. خود او در این باره می گوید: من علم و هنری ندارم، فقط هنرم اینست که مانند مادرم فنّ قابلگی می دانم، جز اینکه مادرم زنها را در وضع حمل مدد می کرد، و من عقل ها و ذهن ها را. او دایماً تاکید می کرد که خود چیزى نمی داند، بلکه مانند مامایان عمل می کند؛ یعنى با گفتگویى هدفمند، نقاط ضعف و قوت افکار و عقاید افراد را به آنها نشان می دهد و از این طریق به زاده شدن حقیقت و دانش در آنها کمک می کند. “سقراط” هنگام بحث با افراد مختلف، به شرایط و موقعیت اجتماعى آنان توجهى نمی کرد. روش سقراط بدین گونه بود که ابتدا در بحث اظهار نادانی می کرد، سپس شخص را با پرسیدن برخی سوالات، به نقطه اى خاص هدایت نموده و تناقض در افکار و عقاید شخص مقابل را برایش روشن می ساخت. در این روند، تعریف کردن موضوعات براى “سقراط” از اهمیت خاصى برخوردار بود. چون به اعتقاد او، ابتدا باید دانست که منظور از مفاهیمى مانند عدالت، فضیلت، شجاعت و پرهیزگارى چیست، سپس می توان در مورد این مفاهیم صحبت کرد. او براى رسیدن به تعریف صحیح یک مفهوم، از شیوه اى استقرایى استفاده می کرد؛ بدین معنا که ابتدا مثال ها و شواهدى را درباره موضوع مورد نظرش پیدا نموده و سپس، از این جزییات بدست آمده براى رسیدن به کلیات مطلب استفاده می کرد. وی پس از فهمیدن قاعده کلى، آن را براى موارد خاص تطبیق و تعمیم می داد. مثلا هنگام گفتگو، نظر طرف مقابلش را درباره عدالت جویا می شد، مخاطب هم براى رسیدن به تعریف، مثال هایى رامطرح می نمود. سپس با نشان دادن روابط و مشترکات این مثال ها، شخص را به تعریفى از مفهوم مورد نظر (مثلا عدالت) می رساند. بعد از این مرحله، “سقراط” موارد مخالف و متضاد با تعریف را یادآورى می کرد. بدین ترتیب، فرد مورد نظر دایماً مجبور می شد که تعریف خود را تغییر دهد تا به مفهوم صحیحى برسد. در این دیالوگ ها، شخص به اشتباهات و ناتوانی های خود پى می برد. در روزگارى که “سقراط” در آن زندگى می کرد، دموکراسى “آتن” رو به نابودی نهاده بود و در بسیارى از نهادهاى مهم کشور، اعضا به ترتیب حروف الفبا انتخاب می شدند؛ به طوری که گاهى در میان آنها کشاورز و بازارى ساده نیز دیده می شد و یا سران لشگر به سرعت عوض می شدند. به عقیده “سقراط”، همانگونه که کفاش و نجار به مهارت در رشته خود نیاز دارند، حاکم نیز باید تخصص لازم را براى حکومت داشته باشد؛ یعنی داراى فضیلت سیاسى براى حکومت باشد. سقراط، دموکراسى “یونان” را به باد تمسخر گرفته، دم از صلاحیت و شایستگى براى حکومت می زد؛ که البته، بزرگترین مدعى این صلاحیت، اشراف و ثروتمندان بودند که اعتقاد داشتند این شایستگى براى حکومت از نژاد و تبارشان حاصل می شود، ولى “سقراط” معتقد بود که این شایستگى و فضیلت با آموزش و تربیت پدید می آید و ناشى از روح انسانى است. البته باید توجه داشت که در آن زمان، این آموزش ها و نوع تربیت بیشتر مخصوص طبقه اشراف و نه همه مردم، بوده است. در شرایطى که جنگ و خطر توطئه و قیام اقلیت ثروتمند، جامعه دموکرات یونان را تهدید می کرد، “سقراط”، جوانان متمایل به آریستوکراسى را به دور خود جمع نموده و درباره فضیلت سیاسى با آنها صحبت می کرد. همین امر باعث شد که حکومت تصمیم به اعدام سقراط  بگیرد. در دادگاهى که براى محاکمه سقراط تشکیل شد، وی به دفاع از خود برخاست که متن دفاعیه او در “Apology افلاطون” موجود است. “سقراط”  این امکان را داشت که با طلب عفو از دادگاه، خود را از مرگ نجات دهد، ولى نپذیرفت که از عوامى که مدام مورد تمسخر او بودند، طلب بخشش کند. دوستان سقراط نیز امکان فرار وى از زندان را فراهم ساخته بودند، ولى او این کار را انجام نداد. بر اساس منابع “افلاطون” و “زنون”، “سقراط” در آن زمان به چند دلیل فرار نکرد : 1- او معتقد بود که چنین فراری ترس از مرگ تلقی می شود که هیچ فیلسوفی این را نمی پسندد. 2 – حتی اگر فرار کند، او و تعلیماتش گسترش نمی یابند. 3- به پیروی از قوانین اجتماعی معتقد بود. “افلاطون” در نوشته های خود، “سقراط” را چنین توصیف کرده که ساعتها در حیاط مدرسه وقت می گذراند تا با بچه ها ارتباط دوستی برقرار کند. در “زنوفون” و “سمپوزیوم” آمده است که “سقراط” خود را تنها وقف آنچه که بالاترین هنر یا شغل می پنداشت، می کرد. در نهایت نیز به دلیل افکاری که برای مردم “آتن” قابل درک نبود، گناهکار شناخته شده، محکوم به مرگ شد و این اعدام با مخلوطی از زهر شوکران انجام گرفت. “سقراط” حتی هنگامی که جام شوکران را می نوشید، آرامش خود را از دست نداد. وی یاران خود را به آرامش دعوت نموده و بحث را به ویژگی های آن جهان کشانید و گفت : «من عقیده دارم که مردگان آینده ای دارند و این آینده برای خوبان نیکوتر است تا برای بدان». در سده های اخیر، هیچ متفکری وجود ندارد که مستقیم یا غیرمستقیم از “سقراط” و “افلاطون” تاثیر نپذیرفته باشد. در همه اعصار، انسان های بزرگی بوده اند که اندیشه های ژرف و عمیق داشته اند، اما کمتر انسانی مانند “سقراط”، هم از عقل و خرد و هم از عشق و عاطفه بهره کامل داشته است. “سقراط” مردی‌ ساده‌ بود و زندگی‌ به ‌دور ازتجمل‌ داشت‌. او می‌گفت‌ : «بالش‌ من‌ سنگ، لحافم‌ آسمان‌ و زیرانداز من‌ زمین‌ است»‌. وی عقیده‌ داشت‌ که‌ زندگی‌ به‌ هیچ‌ نمی‌ارزد، همه‌ چیز فناپذیر است‌، جز خود انسان‌ و کردارش‌ که‌ برای‌ نسل‌های آینده‌ باقی‌ می‌ماند. در تاریخ اندیشه‌ غرب، “سقراط” یک مرجع است، چرا که از «قبل از سقراط» و «بعد از سقراط» سخن می‌رانند. “آپولون” (Apollon)، “سقراط” را «داناترین انسانها» می داند و بر این باور است که یگانه دانایی او، آگاهی از نادانی اش است. “سقراط” اندیشمندی است که سعی در بیدار نگهداشتن جامعه‌ زمان خود را دارد؛ مردی که حقیقت و نیکی را تعقیب می کند؛ تا آنجا که به جای آسوده خفتن، به مرگ آرام تن می دهد… و این، روش “سقراط” برای جاودانه زیستن است.   کتاب آشنایی با سقراط، نوشته‌ی پل استراترن از مجموعه‌ی آشنایی با فیلسوفان توسط علی جوادزاده به فارسی برگردانده شده است. نویسنده در این اثر به شرح زندگی و آثار “سقراط”، نوشته‌های او، زمان‌نگاری وقایع مهم فلسفی، تقویم زندگی و عصر “سقراط” می‌پردازد. آشنایی با سقراط ،کتابی است ساده و چکیده و روان، برای آشنایی با یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ جهان و موثر ترین افراد ادوار بشری است که در سری مجموعه ی آشنایی با فیلسوفان برای فهم شیرین اما به صورت کم حجم و نسبتا عمیقی از زندگانی و آرای این فلاسفه نگارش یافته است.   همه ی ما بعضا در مورد اشخاصی مطالبی را می شنویم ، و دوست داریم بیشتر با آنها و تفکر و زندگی شان آشنا شویم. بعضی هامان در اینترنت جستجویی می کنیم و نهایتا از “ویکی پدیا” و سایت هایی از این دست اطلاعات مختصری را درباره ی شخصیتی بدست می آوریم، اما دانشنامه های اینچنینی مطالبش بعضا سطحی است و در بعضی موارد هم غلط ! نشر مرکز که از نشر های بسیار موفق کشورمان است، جدیدا کتبی را منتشر می کند برای آشنایی با فیلسوفان که توسط پل استراترن، نویسنده و محقق بریتانیایی نوشته شده اند. این محقق بریتانیایی تاکنون کتاب‌های مشابهی چون «نیچه در ۹۰ دقیقه»، «کانت در ۹۰ دقیقه» و «هایدگر در ۹۰ دقیقه» تالیف کرده است که به صورت یک مجموعه از سوی انتشارات “بلک‌استون” منتشر می‌شوند. انتخاب عبارت «۹۰ دقیقه» برای این کتاب از آن‌جایی صورت می‌گیرد که به همراه این مجموعه یک لوح‌فشرده شامل روایت صوتی متن کتاب عرضه می‌شود. در این لوح‌فشرده متن کتاب در ۹۰ دقیقه روایت شده است. نشر مرکز در این مجموعه، لوح‌فشرده‌ای که در نسخه اصلی وجود دارد و یا برگردان فارسی آن را عرضه نمی‌کند. در این کتب او می کوشد که هم با زبانی علمی و هم ساده و جذاب حتی برای نوجوانان، اطلاعات مفید و جالبی برای آشنایی با شخصیت های بزرگ تاریخ را بدست مخاطب بدهد. مجموعه کتب آشنایی با فیلسوفان برای گشودن باب آشنایی با اندیشه ها و دیدگاه های آنان مدخل مناسب و مغتنمی به نظر میرسد. در هر کتاب گذشته از ارائه اطلاعات زندگی نامه ای،افکار هر فیلسوف در رابطه با تاریخ فلسفه به طور کلی و نیز در رابطه با جریان ها و تحولات فکری و اجتماعی و فرهنگی عصر او بازگو میشود و بدون ورود به جزئیات نظریات و عقاید او،مهمترین نکته های آنها با بیانی ساده و روشن و در عین حال موثق و سنجیده بیان میشود.اساس کار در این کتاب ها سادگی و اختصار بوده است تا جوانان و نیز همه خوانندگان علاقه مندی که از پیش مطالعات فلسفی زیادی نداشته اند بتوانند به آسانی از آنها بهره بگیرند و چه بسا همین صفحات اندک انگیزه پیجویی بیشتر و دنبال کردن مطالعه و پژوهش در این زمینه شود.]]>

ممکن است شما دوست داشته باشید
بدون نظر
  1. saeid می گوید

    قابلیت دانلود سریع با سرورقدرتمند و نیز بارگذاری سریع صفحات و حجم مناسب آنها و همچنین استفاده از گرافیک و طرحهای ساده ولی خوش ساخت از نکات مهم و امتیازات بالای سایت شماست که امیدوارم به همین منوال ادامه دهید.
    بسیار ممنونم.

  2. بابک می گوید

    سلام
    خسته نباشید واقعا عالی بود
    اولین وبسایتی هستید که در زمینه کتاب الکترونیکی محتوای با ارزش تولید میکنید
    خیلی ممنونم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.